X
تبلیغات
رایتل

7. ناتوانیِ جدیت

27 تیر 1394 ساعت 15:16

درد جدی نبودن از بزرگ ترین مسائل عالم بشریت است برای من ! این که نمیتوانم جدی باشم ، نمیتوانم عصا قورت داده یک گوشه بنشینم ، نمیتوانم با آدم ها گرم نگیرم ، شوخی نکنم ، به شوخی هاشان نخندم ... نمیشود ! و انقدر در طول این سال ها نتوانستم جدی باشم که تا کمی ... تاکید می کنم -فقط کمی- ... لبخند نمیزنم و سکوت می کنم ، کل جمع حاضر نگران میشوند که لابد اتفاقی افتاده ! کیمیا و سکوت ؟؟ و بعد هم آنقدر پشت سرهم میپرسند که "چیزی شده؟" و "چته؟" که آدم مجبور میشود به همان لاک صمیمیتش برگردد !
مشکل از جایی بیشتر میشود که در برخورد با جنس مذکر هم با همین فرمون پیش رفته که در نگاه بعضی از اقشار جامعه "جلف" است و دختر باید سنگین باشد و کیمیا چرا انقدر سبک است ! همین چند روز پیش خانم ایکس آمد ، دستم را گرفت و کشید یک گوشه ای که کسی نبود ، گفت دختر جان یک کمی سنگین تر باش ... حجاب درست که نداری ، هی هم به شوخی های این مردها میخندی ، خب دلشان میخواهد هی با تو حرف بزنند ... دخترجان مردها همه شان مریض اند ... نباید جلوشان خندید ... پررو میشوند و فکر می کنند خبری شده ! یک کمی از خانم ایگرگ یاد بگیر که هم حجابش تکمیل است ، هم رفتارش سنگین !
بعد هم من در حالی که دلم میخواست عربده بکشم که آقاجان ، همین خانم ایگرگ در نهایت موذی گری ، روزی هزار بار با همه طوری لاس میزند که مرد غیر مریض هم جذبش میشود وای به حال به قول شما مریض ... همین خانم ایگرگ که تا حالا از ته دل خندیدنش را کسی ندیده ، طوری لبخندهای عشوه دار میزند که من اگر بخواهم ادایش را هم نمیتوانم در بیاورم ...
به خانم ایکس گفتم خانم جان مردها قبل از این که موجودات مریضی باشند ، انسان اند و به نظر من مردی که قرار باشد با صدای خنده ی مثل غاز من پررو شود اصلا انسان نیست ... شوخی های کوچک و لبخند هم جزو همیشگی اخلاق من است که با همه دارم ... نه مثل خانم ایگرگ فقط با آقایان مجرد ! و به نظرم لبخند زدن به مردم اخلاق اجتماعی مناسب تری است تا اخم کردن به آن ها و برای عضلات صورت هم مفید تر است !
خب اگر میخواهید بدانید که بعدش چه شد باید بگویم که خانم ایکس از درگاه الهی طلب آمرزش و هدایت من را کرده و با سری که از شدت تاسف برای من لغوه گرفته بود به اتاقش برگشت !
حالا این که چرا نمیشود من جدی باشم از مسائل بزرگ عالم بشریت است !


+ پی نوشت : انقدر فکر کردم این مدت به این مسئله ی " ناتوانیِ جدیت" که شاید به یک روانشناس هم مراجعه کنم !

نظرات (9)
28 تیر 1394 ساعت 01:36
روانشناس هستم بفرمایید!
خدمت شما عرض شود یه مخلوطی از حرف شما و حرف خانم ایکس حقیقت موجود در فضای امروزی جامعه ماست! نه حرف شما کاملا درسته، نه حرف اوشون (حرف اوشوشن غلط هاش از درستهاش خیلی بیشتره)!
پاسخ:
اون مخلوطی که درسته رو میشه دقیق تر توضیح بدی ؟؟
28 تیر 1394 ساعت 10:09
فقط می تونم بگم برا خودت زندگی کن... از این حرفا همیشه هست نباید بهشون توجه کرد .
پاسخ:
نمیشه همیشه واس دل خودت باشی ... نظر آدما برای من مهمه .
28 تیر 1394 ساعت 10:28
ناتوانـی در جدیت " گاهی مرض من هم می شود...
پاسخ:
مرض بدیه لامصب !
28 تیر 1394 ساعت 12:12
یه بزرگی می‌گفت: «زندگی یه شوخی احمقانه است.»
خوش به حالت که جدی نمی‌گیری و در تعجبم از اینکه در پی درمان می‌گردی. خیلی‌ها آرزو دارن عادت تو رو داشته باشن و بابت نداشته‌هاشون به آدم حسودی می‌کنن.
پاسخ:
من خودم شخصیتمو دوست دارم اما متاسفانه بعضی از افراد دید قشنگی به آدمایی مثل من ندارن.
29 تیر 1394 ساعت 16:26
الان حسش نیست! :|
یه کم دیرتر میگم! :|
پاسخ:
یادت نره فقط !
30 تیر 1394 ساعت 07:30
من نه قاضی هستم و نه ربطی به من دارد، شما را هم نمی شناسم که بخواهم نصیحتی کنم. تنها دیدم از استدلالی استفاده کردید که از خیلی ها می شنوم و مطمئنم رفتارتان به آن بدی که دوستتان گفته نیست و نبوده. تنها می واهم از بعدی دیگر به ماجرا نگاه کنم.

خانم ایگرگ درست باشد یا غلط، هیچ برهانی برای من نوعی نمی شود که کارم درست است یا غلط. درستی و غلطی کار من را کار خود من تعیین می کند.
1. مردها نه همه مریض اند و نه همه سالم.
2. شما از کجا می دانی که مرد مخاطب شما سالم است یا مریض؟
3. شما آیا منکر گرایش طبیعی بین دو جنس هستید؟ اگر نه پس قبول دارید شوخی و گرم گرفتن خود صمیمیت می آورد. کاری هم به مجرد و متاهل ندارد.
4. دوست و همسایه و هم کلاسی و فامیل و ... با هم یکی نیستند که با همه رفتار یکسانی داشته باشیم.
5. می شود جدی بود و حدود رو رعایت کرد، اما بشاش و خوش رو هم بود. من به مشا جسارتی نمی کنم دخترم. نمی گویم شما جلف بازی در آوردید، فقط دارم به عنوان خواننده نظرم رو می دهم. اینکه شوخی بسته به اینکه با چه کسی و در چه موقعیتی باشد، حد و مرزی دارد.

بخواهم هر کدام از این موضوع ها را باز کنم برای خود قصه ای است که به گمانم برخی هایش را در وبم خوانده باشی.

به هر حال هر چیزی تا زمانی که در حد اعتدال و درستش باشد خوب است. و مطمئنن کار شما هم در اندازه اش بوده، من فقط خواستم آن استدلال به کار رفته را روشن کرده باشم.
پاسخ:
1. منم نگفتم مریضن یا سالم ... گفتم انسان نند !
2. قطعا بعد از چندبار برخورد تشخیصش راحته.
3. صمیمیت بده ؟! این که دوستای صمیمی داشته باشیم مشکلی در نظام اجتماعی ایجاد می کنه؟
4. مسلما نداریم !
5. قطعا درسته ... حد و مرزی داره.

بازم ممنون از نظرتون :)
30 تیر 1394 ساعت 22:00
یاد یک بنده خدایی افتادم که میگفت فلانی بیا به راه راست هدایتت کنم !
پاسخ:
این آدمای دلسوز هدایتگر نسلشون منقرض نمیشه !
1 مرداد 1394 ساعت 05:44
1. و بنابر انسان بودن ویژگی هایی هم دارند

2. بستگی به نوع برخوردش داره، داشتیم کسایی که با هم زندگی می کنن هم رو نمیشناسن

3. صمیمیت بد نیست، نوع صمیمیته که تعیین کنندس. دوست صمیمی خوبه، نوع دوست و رابطه و اثراتشه که تعیین کنندس

من جسارتی به شما نکردم، توو نظرم هم گفتم صرفا داشتم استدلال به کار رفته رو باز می کردم و قضاوتی بر شما و روابطتتان نکردم. همچنین هر کدام از این موضوعات شمارش شده خودش خیلی بیش از این یکی دو خطی که نوشتم حرف داره ...
1 مرداد 1394 ساعت 05:51
باز اگه جسارتی شده غیر عمدی بوده و عذرخواهم از شما.

شاد باشید.
پاسخ:
اختیار دارید ... بلاخره نظرات بازه و شما هم نظرتونو گفتید ... خیلی هم ممنونم که نظرتونو با بقیه شریک شدید .
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد