X
تبلیغات
رایتل

54.خوشه غم توی دلم زده جوونه ، دونه به دونه ... دل نمیدونه چه کنه با این غم ...

8 بهمن 1394 ساعت 20:39
توی گوشی ام یک پلی لیست قدیمی پیدا می کنم . اولین آهنگش را پلی می کنم و دراز می کشم روی تخت . آهنگ ها پشت هم رد می شوند و ناگهان ...
محمدنوری ... جان مریم ... باهمان چشم های بسته می روم به ساعت 12 یک شب تابستانی ... تماسی که به محض برقراری اش فقط صدای هق هق می آمد و یک جمله ... یک جمله که از بین صدای هق هقِ گریه به زور شنیده می شد ... "مریم تموم کرد" !
محمد نوری ، میخواند "جان مریم چشماتو باز کن ، منو نگاه کن" ... کاش مریم هم چشم هاش را باز می کرد ... بغض ... اشک ... غم ...

با محمد نوری همراه می شوم ... "کاش میخوابیدم ... تو رو خواب می دیدم" ...


+ پی نوشت : مریم به خدا و دین و مذهب معتقد بود ... اگر این پست را می خوانید ، حتی اگر به هیچ چیز هم معتقد نیستید ، لطف کنید و به خاطر مریمی که چشم هاش دیگر باز نمی شود ، یک فاتحه بفرستید .


نظرات (4)
9 بهمن 1394 ساعت 12:50
سلام
میشه بگین این مریم کی هست؟
از طرف من که یه فاتحه خونده شد
خدا روحش رو شاد کنه
پاسخ:
توی متن لینک دادم به پست مربوط. کلیک خونید و بخونید . متوجه میشید .

ممنون برای فاتحه .
10 بهمن 1394 ساعت 17:09
to miduni man cheghad aziz az dast dadam too in 2 3 sal...
ama hanuzam yad nagereftam ke adama vase mundan nistan...adama vase raftanan

*khoondam fatehe...nemidunam bayad do ta tohid khoond ya se ta ama khoondam...tarjih midadam ye deyghe sokoot konm ama ba boghz khoondam...
پاسخ:
ارنیا ... تو سختی زیاد کشیدی تو این دو سال ... به قوی بودنت حسودی کردم همیشه ...

+ یه دونه شم درسته ... مرسی عزیزم :*
14 بهمن 1394 ساعت 08:35
فاتحه خوندم براشون. :(
دلم گرفت چقدر...
پاسخ:
متشکرم دانو :*
17 بهمن 1394 ساعت 11:33
خدایش بیامرزد

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَیْهِ رَاجِعونَ
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد